خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال احضار از شبکه 1


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال احضار را که در این شب های ماه مبارک رمضان از شبکه ۱ سیما بر روی آنتن می رود را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. احضار اولین سریال در ژانر وحشت با موضوع اجنه، ارواح و روابط بین این موجودات است. کارگردانی و تهیه کنندگی این سریال برعهده رامین عباسی زاده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ الهه جعفری، شهریار ربانی، کیمیا ملایی، بنیامین پیروانی، یاسمن همتی، حسین صیف، نرگس امینی، شیما مرزی، مریم عباس زاده، سهیل محمودی، بهارخانی و سلیمه رنگزن و… .

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال احضار از شبکه 1
سریال احضار

در خلاصه داستان آن آمده است:اغلب ترس ها با شناخت از بین می روند، اما ترس هایی که تا مرگ ناشناخته می مانند، هرگز رهای مان نمی کنند.


خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال احضار از شبکه 1
خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال احضار

خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال احضار

زهره که از دیدن روح محسن شوکه شده تکان نمیخوره و مینو به مائده میگه شوکه شده تکانش بده زهره باور نمیکه و به روح محسن میگه تو واقعی نیستی محسن میگه چرا واقعیم زهره باور نمیکنه و میگه یه نشونه بده که باور کنم یه چیزی بگو که ازش بی خبر باشم محسن میگه تو خودت خوب میدونی که من واقعیم وگرنه الان اینجا نبودی. بعد از مدتی حرف زدن زهره به محسن میگه واقعا واسه اومدن به این خانم نیاز داری که محسن میگه من تو یه خوابه عمیقم که فقط با این خانم میتونم بیدار بشم خودم نمیدونم چرا اینجا هم راحت نیستم و زهره از مینو میخواد اتاقو ترک کنه تا ببینه با رفتنش محسن هم میره یا نه اما روح محسن همچنان اونجا بود. زهره ازش درباره جایی که هست میپرسه که راحتی یا نه که محسن میگه منظورت کجاست؟ زهره میگه اون دنیا که محسن در جوابش میگه من اون دنیا نرفتم من اینجام بین ۲تا دنیا گیر کردم فقط به خاطر تو بیشتر بیا پیشم تا زمانی که اون دنیا نرفتم یه دل سیر نگات کنم.

زهره گریه میکنه و میگه من دیگه نمیام اینجا ایندفعه هم که اومدم با مائده فقط واسه این بود که خداحافظی کنم چون زندگی کردن واسم سخت میشه شما که اینو نمیخواین؟ که محسن میگه نه باز خوبه مائده میاد هرزگاهی که زهره میگه مائده هم دیگه نمیاد اونم دفعه آخرشه. مائده میگه بپرس ازش چه کارهای نیمه تمامی داره انجام بدیم که محسن میگه تو فقط باید انجام بدی. محسن بهش میگه حواست به مائده باشه دختر ساده ایه یکی هست تو زندگیش که اصلا مناسب نیست ادعا کرده عاشقشه ولی کلاهبرداری بیشتر نیست، زهره میگه کیو میگی محسن میگه یکی هست که تو زندگیه مائده است و تصمیم بزرگی هم میخواد بگیره حواست باشه خائنه زهره میگه اسمش چیه که محسن شروع میکنه به گفتن ولی دیگه صداش نمیاد و کم کم محو میشه. مائده غر میزنه که واسه این رفت که مینو فرستادی بیرون و میره تا از مینو بخواد بیا دوباره احضار کنه که میگه نمیشه و میرن. زهره حرفارو به مائده میزنه و تصمیم میگیرن که دست فرهاد را رو کنن. مینو با همکاراش دعواش میشه و آنهارا از اونجا بیرون میکنه. وقتی مینو تنها میشه یکی از مجسمه های اتاقش خود به خود میشکند و تابلویی که گذاشته بود تو کشو را دوباره روی میز میبینه و یکدفعه صداهایی ترسناک از دیوار میشنود و وحشت زده به اتاق استراحتش میرود و در را میبندد….

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال احضار از شبکه 1

خلاصه داستان قسمت ۱ تا ۹ سریال احضار

۴تا دوست دانشگاهی به اسامی سوسن،زهره،مائده و شکیبا به شمال سفر میکنند. مائده قبلا با یه فردی که باهم دانشگاهی بودن به اسم محسن کامرانی رابطه ای احساسی داشتن که الان باهم بهم زدن و مائده از آنجایی که دختری ساده و زود باور است با دوستاش به شمال میرن با این نیت که پیش درختی که تو یه جنگل است بروند و خواسته اش را که روی پارچه نوشته به اون درخت آویزان کند خولسته اش هم چیزی نیست جز اینکه کینه اش از تو دلش بیرون بره. زهره دختر دایی مائده دختری سرسخت و باایمان است که این چیزارو خرافات میداند ولیزورش به مائده نمیرسد و به آنجا میروند. محسن بعد از بهم زدن با مائده از زهره خواستگاری میکند ولی زهره جوابی بهش نمیدهد و ردش میکنه. وقتی از جنگل به ویلا برمیگردن سوسن به دوستاش میگه که یه فالگیر از همه اینچیزایی که واسمون اتفاق افتاده بهم گفته بود قبل از اینکه به سفر بیایم و حتی احضار روح هم بلده ولی باز آنها مسخره اش میکنند ولی وقتی صدای ضبط شده اش را برایشان میزاره تعجب میکنند. فردای آن روز محسن به شکیبا زنگ میزنه تا ادرس ویلارو بگیره و شکیبا میگه اگه با مائده کار داری به خودش زنگ بزن ولی میگه که ما رابطمون تموم شده و من از زهره خانم خواستگاری کردم از آنجایی که زهره به کسی نگفته بود شکیبا شوکه میشه و خبرو به بچه ها میگه.

محسن به اونجا میاد ولی با مائده دعوا میکنند و محسن با حالی بد به تهران میره که تو مسیر از جاده خارج میشه و ته دره میره اما حالش خوب بود تا اینکه فرداش خبر مرگش به گوش زهره و مائده میرسه و آنها عذاب وجدان میگیرن که چرا باهاش بد حرف زدیم تا این اتفاق بیافته براش. مائده با خودش کنار نمیاد و پیش سوسن میره و ازش میخواد تا به اون فالگیر زنگ بزنه و وقت بگیره. مائده پیش زهره میره و میگه دارم میرم اونجا ولی زهره هرچی باهاش حرف میزنه که اینچیزا خرافاته باور نمیکنه و مائده میره. اون فالگیر در کل کلاهبردار است و یک هکر داره که به محض گرفتن شماره همراه یه پیام بهش میده و اون فرد به محض باز کردن اون پیام گوشیش هک میشه و هکر میره تو گوشی و پیامارو تو شبکه مجازی میخونه و اطلاعاتی برمیداره تا به مینو (فالگیر) بده و از طریق همونا اعتماد طرفو جلب میکنه. مائده بدون اینکه به زهره بگه پنهانی با سوسن میره. مائده دستشو میزاره تو دست فالگیر و مینو شروع میکنه به گفتن اطلاعات مائده اما مائده بعد از مدتی توهم میزنه و محسن را واقعا میبینه و ازش میپرسه که بخشیدتش یا نه که محسن میگه آره و مائده خیالش راحت میشه و عذاب وجدانش برداشته میشه اما یه پیام میده که به زهره بگه (به اون غرال گریزپا بگو بیاد به دیدنم تا هم به قولش وفادار بمونه و هم دروغگو نشه) فردای آن روز مائده که با خواستگارش قرار داشته سر قرار میرود و بعد از آنجا پیش زهره و ماجرارو براش تعریف میکنه.

زهره عصیانی میشه که چرا به حرفش گوش نکرده و قول الکی داده بهش و بعد شروع میکنه تا مجابش کند که اینا همه الکیه و اون مینو خانم کلاهبرداره اما در آخر پیام محسنو بهش میده و یره که زهره با شنیدن اون بهم میریزد و جامیخوره چون روز ختم مادرش بهش گفته بود که تو خانه همش اسمتو غزال گریزپا میگه و از این هیچکسی خبرنداشته. مائده وقتی میخواد به خانه برگرده زهره باهاش میره و تو اشین بهش میگه قسم بخوره که مادر و خواهر محسنو دیده یا نه که میگه نه من ندیدمشون تا حالا و زهره کنجکاو میشه و قبول میکنه که یه روزی باهم برن. خواستگار مائده یه زن مخفی داره و خودش هم معتاده ولی کسی نمیدونه مائده میگه یه سری باید برم درباره این یارو از مینو خانم بپرسم. موعد رفتن مائده و زهره پیش مینو میرسه ولی وقتی میرسن زهره با مینو دعوا میکنه و اونو کلاهبردار خطاب میکنه که مردمو سرکیسه میکنه و مینو عصبی میشه و بهش میگه که برن اما مائده اصرار میکنه و باهاش تنهایی حرف میزنه که راضی بشه مینو راضی میشه ولی بهش میگه که الان حال روحی خوبی ندارم امکان داره اضلا نشه ولی مائده میگه امتحان میکنیم وقبل از رفتن به اتاق به مائده میگه به دوستت میگی اگه پلیسی بیاد از چشم شما ۲تا میبینم اونموقع من به کاری میکنم که نه تنها تو زندگی بلکه بعد از مرگتونم عذاب بکشین مائده میترسه و به داخل میرن. بعد از اینکه دستاشونو تو دست هم میزارن و بهم نگاه میکنن مینو میگه من که گفتم نمیشه حالم الان خوب نیست تعادل ندارم روح احضار نمیشه اما همان موقع که مائده با مینو خانم کل کل میکنه زهه روح محسن را میبینه و محسن بهش میگه سلام غزال گریزپا…..

۰ ۰ آرا

Article Rating



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *