سریال ترکی خواهران و برادرانسریال ترکیه ایفرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی خواهران و برادران + پخش آنلاین


در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی خواهران و برادران را گذاشته ایم، برای خواندن این مطلب ما را همراهی کنید. سریال ترکیه ای Kardeslerim خواهران و برادران به کارگردانی سرکان بیرینجی داستان یک خانواده را روایت می‌کند. خانواده‌ای که علی‌رغم تمامی مشکلات و سختی ها سعی دارند هر طور شده کنارهم باشند و با تکیه بهم از پس سختی‌های زندگی بربیایند. این سریال خانواده بودن،کنارهم بودن،بدی‌ و خوبی را نشان می‌دهد. نویسندگی این اثر گول ابوس سرمچی می باشد. بازیگران این سریال جذاب عبارتنداز؛ Celil Nalçakan – Halit Özgür Sarı – Ahu Yağtu – Cüneyt Mete – Fadik Sevin Atasoy – Su Burcu Yazgı Coşkun  و …

خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی خواهران و برادران + پخش آنلاین
قسمت ۳ سریال ترکی خواهران و برادران

خلاصه داستان قسمت ۳ سریال ترکی خواهران و برادران

قدیر که حرف های آنها را شنیده وارد سالن میشه و بهشون میگه من خودم از خواهرام و برادرم مراقبت میکنم احتیاجی به کسی نیست، شنگول تایید می کند و میگه غدیر به سن قانونی رسیده و الان ۱۹ سالشه میتونه از پس زندگی بر بیاد. همگی تایید می کنند و خاله و دایی آنها از آنجا میرن. بعد از رفتن آنها قدیر با خواهران و برادرش سر میز شام نشستن و به خاطر وضعیتشان گریه می کنن و ناراحتن. عمر میگه من دیگه مدرسه نمیرم می خوام برم سرکار اما قدیر مخالفت میکنه و میگه به پدرمون قول دادی که دکتر بشی پس درستو میخونی تا به خواسته پدر برسی! قدیر بهشون میگه از این به بعد خودم هم مادرتونم هم پدرتون. یک هفته بعد قدیر به تعمیرگاهی می رود که قبلاً آنجا مشغول به کار بود و ازش میخواد تا دوباره مشغول بشه اما صاحب کارش یادآوری می کند که آخرین بار با دعوا از اونجا رفت قدیر تایید میکنه و میگه ولی کمی هم حق با من بود همان موقع صاحب کارش سیلی به او میزند و وقتی قدیر ازش دلیلشو می پرسه بهش میگه زدم که یاد بگیری دیگه ناراحت نشی سپس دستش را بالا می آورد تا دوباره سیلی به او بزند اما قدیر دستش را می گیرد و با عصبانیت از اونجا میره. او هرجا را که میگرده کسی بهش کار نمیده. شب همگی سر میز شام هستند که عصمت به دم در خانه آنها میاد و بهش مبلغ پولی را می دهد و میگه رسم است وقتی یه نفر کسی رو از دست میده بقیه برای کمک پولی را جمع میکنند و بهشون میدن قدیر با اکراه پول را قبول میکند و ازش میخواد تا برایش کار پیدا کند عصمت قبول می کند. بعد از رفتن او صاحب خانه رحمان به اونجا میاد او به قدیر میگه که ولی سه ماه کرایه خانه را نداده قدیر تعجب می کنه و میگه امکان نداره! اما وقتی رحمان رو حرفش تاکید میکنه قدیر ازش مهلت میخواد تا پول را جور کند همان موقع اورهان به اونجا میاد و با دیدن رحمان عصبی میشه.

اورهان با رحمان دعوایش میشود که رحمان میگه من با حقوق بازنشستگی دارم زندگیمو میگذرونم و به پولش احتیاج دارم قدیر تلویزیون خانه را بر می دارد و بهش میده و میگه در ازای طلبت اینو بردار رحمان میگه پولش خیلی بیشتر از این میشه! اورهان با رحمان دعواش می شود و درگیر میشن که رحمان به قدیر میگه فردا خونه را تخلیه کنن. بچه ها وسایلشونو جمع می کنند و به خانه عمویشان می روند. شنگول با دیدن آنها عصبی میشود و اورهان را صدا میزند تا به آشپزخانه بیاد و در را با عصبانیت می کوبد سپس ازش میپرسه که چرا اینارو آورده اینجا؟! اورهان میگه مقصر بی خانمان شدنشان آنها هستند چون ولی چند ماه پول کرایه خانه شان را به او قرض داده بود. شنگول میگه من زیاد نمیتونم اینارو تحمل کنم ته تهش چند روز! اورهان او را تهدید میکنه که اگه باهاشون بدرفتاری کنی من میدونم با تو! فردای آن روز همسایه ها به خانه شنگول میان و ازش تعریف می کنند و تحسینش می کنند و میگن که کار خوبی کردی بچه ها رو آوردی پیش خودت شنگول از خودش تعریف میکنه و از مهربونیش میگه سپس یکی از همسایه ها میخواد بره که شنگول بهش میگه آسیه را هم با خودت ببر به عنوان کارگر روزمزد ولی من مدرسه دارم اما شنگول اعتنایی نمی کنه و اورا می فرستد شب شنگول از قدیر میپرسد که تونسته کار پیدا کنه یا نه قدیر با خجالت و شرمندگی میگه نه هنوز، شنگول به آسیه میگه تا زمانیکه برادرت کار پبدا نکرده تو ۲ شیفت باید کار کنی، اورهان وقتی میفهمه که شنگول آسیه را فرستاده سرکار عصبی میشه و باهاش دعوا میکنه شنگول میگه تقصیر قدیر است اگه اون سرکار بره آسیه میتونه به درس خوندنش ادامه بده.

اورهان و شنگول دعوایشان بالا میگیرد و قدیر و عمر جلوی اورهان را میگیرند. شنگول چمدانش را جمع می کند تا از اونجا بره قدیر وقتی وضعیت را میبینه به خواهران و برادرش میگه تا وسایلشونو جمع کن تا از اونجا برن اما اورهان نمیتونه اجازه بده که برادرزاده هایش جایی برن از طرفی شنگول با وسایلش جلوی در ایستاده و قدیر به این فکر میکنه که اصلا کجا برن! یکدفعه چشمش به اتاقک کوچک و کهنه کنار خانه اورهان می افتد که به عنوان مرغداری ازش استفاده میکنن سپس به اورهان میگه تا اجازه بده برن اونجا شب را بگذرونن. اورهان که میبنیه چازه دیگه ای نیست قبول میکنه. قدیر با خواهران و برادرش به اونجا میرن. وقتی واردش میشن از فضای کهنه و کثیف و تاریک اونجا شوکه میشن. امل بهونه میاره که قدیر و بقیه او را دلداری میدن و میگن که به زودی اینجا خوشگل میشه رنگش میکنیم برق میزاریم خوشگل میشه و امل را راضی میکنن‌…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی خواهران و برادران kardeslerim + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا